مهرنوش قربانعلي
«مهرنوش قربانعلي» شاعرومنتقد،دانش آموخته ي " كارشناسي زبان وادبيات فارسي" است وي درسال 1347 درتهران متولدشد وفعاليت حرفه اي خود را ازسال 67 با مجلات تخصصي ادبي ازجمله « دنياي سخن،آدينه، گردون ،تكاپو،كلك،گيلان زمين،عصرپنجشنبه، فرهنگ توسعه،دريچه،پيام شمال...» آغازكردوبه زودي به عنوان چهره اي شناخته شده در ادبيات معاصر ايران معرفي شد.1 نخستين مجموعه شعراو« درناتمامي خود» درسال 1377 توسط نشرتوكا به چاپ رسيدكه گزيده اي ازشعرهاي سال76-70 وي را دربرمي گيرد،" رزا جمالي" شاعرمعاصر،((شعرها ي كوتاه اين مجموعه را درژانرشعركوتاه درمقابل تاريخچه اي كه ازاين نوع درذهن خود داريم،شعرهاي بسيارموفق وقابل توجه اي دانسته است.2)) « راه به حافظه ي جهان» دومين كتاب اين شاعر درسال 1380 توسط انتشارات " نگاه سبز" به چاپ رسيد. هرچنداين دومجموعه با فاصله ي نه چندان زيادي از يكديگرچاپ شده اند اما تفاوت هاي چشمگيري را چه ازنظرفرم وچه ازنظرهستي شناسي وجهان نگري با هم نشان مي دهند،در« راه به حافظه ي جهان» شاعر« درناتمامي خود» را پشت سرمي گذارد وباآنچه ازرويكردتحليلي- روانشناختي مجموعه ي اولش به همراه دارد وبا بهره گيري ازهمان غناي حسي-عاطفي سعي مي كند،فضاهاي متنوع ومتكثري را ارائه دهد،اين فضاها گاهي با اجزاي مانوس روزانه بوجود مي آيد وگاه از رويكردهاي متعارف وامكان هاي متداول شعري فاصله مي گيرد. به گفته ي « مسعود احمدي» شاعرومحقق،« درشعرهاي مهرنوش قربانعلي» با عصياني زنانه روبرو هستسم كه نظيرعصيان راديكال " فروغ فرخزاد" نيست،بلكه به تبع پيشروي جامعه به سوي عقلانيت ،بهره مند ازعقلانيت مدني است.3» سومين مجموعه شعروي « تبصره» توسط نشرآرويج درسال 1383، به چاپ مي رسد كه آن را مي شود،نقطه ي عطفي دركارنامه ي شعري »مهرنوش قربانعلي» دانست،«در اين كتاب سادگي روزمرگي درنگاه شاعر مي تواند با توجه به آنچه جريان مداوم وسرشار از تفاوت وتغيير حيات وزندگي ست،منشا پرداختي باشد كه خلا قيتي عميق را براي شعر ونگاه وي ارمغان بياورد والبته ارتباط قوي روزمرگي،هنروشعرهم ازهمين جا ناشي مي شود. روزمرگي به سبب رابطه ي تنگاتنگي كه با رخدادن بدون برنامه وازپيش تعين شده دارد وبه سبب تازه به تازه شدن پي درپي اش ودرصد بالاي بودنش، معمولا كمترين ميزان مراقبت را در خود مي پذيرد وپرورش مي دهد واين همان چيزي ست كه جوهره ي شعرهم مايه ازآن دارد،آنچه به عنوان اداره ومديريت سوژه در شعر«مهرنوش قربانعلي» به آن اشاره شد مي تواند نتيجه ي توان روزمرگي درگذشتن ازخط تحميل جهان نمادين وجنسيت اسطوره است.» داريوش معمار.4
« به وقت البرز» چهارمين مجموعه شعر" مهرنوش قربانعلي" در سال 1388 توسط نشر آهنگ ديگر به چاپ رسيد،موقعيت وي را به عنوان چهره اي تثبيت شده درشعر امروز جايگاهي ديگر بخشيد،اين اثر در سال 87 به عنوان نامزد نهايي نخستين دوره ي جايزه شعرزنان ايران- خورشيد واثرمنتخب سومين جايزه « پروين اعتصامي» معرفي شد وبه شكلي كم سابقه محل نقدونظر چهره هاي مطرح عرصه ي نقد ونظر وصا حب نظران شعرامروز قرارگرفت وتاكنون ده ها نقد اززواياي گوناگون درنقد وبررسي،تحليل و بازنمايي وجوه متفاوت آن نگاشته شده است .«پگاه احمدي» شاعر،متنقد،مترجم درباره اين كتا ب مي نويسد« به وقت البرز،بيشتر معطوف به سرپيچي وكج تابي هاي متن اين كتاب از شيوه هاي تثبيت شده ومنفعل نوشتارزنانه ي غالب است،« به وقت البرز» به حوزه ي ادبيات حماسي وملي- ميهني پاي مي گذارد ودرعين حال قراردادهاي زباني شناسايي شده ي مربوط به اين حوزه را نيز دوباره به خدمت نمي گيرد،بلكه اين حوزه از انديشه را به خدمت شعرشناسنامه دارخود در مي آورد،به تعبيري ديگر او در اين مجموعه،تاريخ را به متن قرائت امروزين خود فرا مي خواند،متني كه درآن ،عناصر مالوف تاريخي، درتاويل هاي متفاوت به بازسرايي مي رسد. دربخش هايي از اين كتاب همچنين شاهد نوعي بيان الهامي وآپوكالپتيك هستيم كه كماكان مولفه هاي مخصوص به خود وپيشتهادات جديدي را به ويژه درحوزه ي لحن بيان وتصويرسازي ارائه مي دهد ومهم تر از اين ها بازهم فراخواندن تعابير شهودي وباورهاي مذهبي(به مثابه كهن الگوها واساطير) به متن واقعيت زنده وامروزين است،بنابراين اسطوره دراين شعرها به بازتوليد نمي رسدبلكه درخدمت توليد" آن ديگر" قرارمي گيرد و" آن ديگر" متني درتلفيق با كهن الگوها اما خودبسنده است،طنز وسركشي ها وانتقادات طنزآميزمتن به قطعيت ها و جزميت هاي دگرگون شده ي اسطوره،به هرآنچه كه ماهيت وكاركرد ازلي-ابدي ودوقطبي خود را از دست داده است وهرآن درمعرض نوسان وفروپاشي ست.5»